سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خدایا! از تو هدایت در گمراهی و بینایی در کوری و راه راست در بیراهه درخواست می کنم . [امام صادق علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :487
بازدید دیروز :511
کل بازدید :391101
تعداد کل یاداشته ها : 5634
100/2/27
9:29 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
لیلی یاسمنی[59]

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

تمامِ شهر را هم که قدم بزنم

باز به بازوهایت محتاجم

به یک بغلت که درد را به فراموشی بسپارد

خیلی میخواهمت ...

آن قدر که لب خشکیده آب را

خیلی میخواهمت ... 

آن قدر که پرنده پرواز را

هر صبح با سلامِ تو آغاز میشود

و چه شیرین است بوسیدنِ چالِ گونه هایت

و این قشنگترین بهانه برای سلامِ هر صبحِ من است

و من هر روز تو را

در درونِ لیوانِ رویِ میزِ صبحانه به هم میزنم

و سر میکشم همه ی دوستَت دارم هایمان را 

همیشه باش و بمان 

که تنها تو آرامِ جانِ منی


| علیرضا بهجتی |




  
  

بیدار میشوی

به خودت صبح بخیر میگویی

برای خودت چای میریزی

تکیه میدهی به خودت

و فکر میکنی

دلت برای چه کسی باید تنگ میشده است؟

و چرا هیچکس

آنقدرها که باید خوب نبود

که بی او

این صبح خرداد

از گلوی آدم پایین نرود؟!


| رویا شاه حسین زاده |

.......................................................................................................................

پ . ن :  روزهای تعطیل وقتی از حد میگذره .. دیگه تو خونه خفه میشی .. تعطیلی فقط سه روز اولش خوبه به روز چهارم که کشید .. باید سر بزاری به کوه و بیابون .. همین




  
  

انتظاری ندارم 

که با رژی سرخ رنگ...

قلبت را رو آینه ی اتاق خواب بکشی؛

یادداشت زیبایی روی یخچال بچسبانی؛

یا با دست هات که چشمانم را از پشت گرفته اند

و بسته ای که روبانی بنفش دارد...

غافلگیرم کنی؛


"دوستت دارم"

شکل های گوناگونی دارد

و کافی ست یک صبح 

مرد غمگینی را که روزی کاخ آروزهایت بود...

با بوسه بیدار کنی


باور کن عزیزم 

چشم هایش عطر نان تازه میگیرد

و با گونه های سرخ 

تمام مسیر خانه تا محل کار را

با گنجشکها حرف میزند ...


| حمید جدیدی |



  
  

دلتنگی، برف است

یک روز صبح بیدار می شوی

می بینی

همه جا را پوشانده 

...................


| سارا شاهدی |




  
  

روی شب را باید بوسید

همه را به خواب می‌برد

تا آن هایی که دارندش به بوسه‌های یواشکی...

و آن هایی که ندارندش

به گریه های یواشکی‌ شان مشغول شوند...!


| مسلم علادی |



  
  
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ در این هنگامه شب با خود میاندیشم در آن گوشه غمین سهر عزیز دلخسته ام در آغوش کدامین راهزن غریبه اسراف میشوی در حالیکه من در این گوشه غمگین تر شهر شهر به ذره ذره ات محتاجم ...