...
پرنده ها چطور هم جنسشان را انتخابمیکنند: بدون اینکه پدر و مادر برایشان رای بدهند!!!
به جای اینکه الفاظدیگران برای آنها عقد ببندد، قدری خودشان آواز میخوانند، آنوقت محبت ویگانگی در بین آنها این عقد را محکم میکند.
شیرینی آنها به شاخه های درختهاچسبیده است. خودشان با هم میخورند. مسئول خوراک دیگران نیستند. به جایآینه و قالی نمایش دادن، بساط آشیانه شان را به کمک هم مرتب میکنند. راستی ودوستی دارند، بعدها بچه هاشان هم با همان اخلاق آنها بزرگ میشوند.
ولی خدابه انسان تقوی و شادی طبیعت را نداده است که مثل پرنده زندگی کند
... بدبختانه ما انسانیم یعنی پرده ای بین طبیعت خاص ما و اشیا کشیده شده است ونمیخواهیم به دلخواه خودمان عادلانه پرواز کنیم. من میخواهم پرواز کنم
! نمیخواهم انسان باشم، چقدر خوب و دلکش است این هوای صاف و آزاد این اراضیوسیع وقتی که یک پرنده از بالای آن میگذرد.
من از راههای دور میرسم دراین دیار نابلد هستم. در کدام یک از این نقاط آشیانه ام را قرار بدهم. رفیقمهربان، تو برای من کجا را تعیین خواهی کرد؟؟؟
...
"نیما یوشج"