من تمامی مردگان بودم ..
مرده ی پرندگانی که میخوانند و خاموشند
مرده زیباترین جانوران بر خاک و بر آب ..
مرده ی آدمیان هم
از بد و خو ب ...
من آن جا بودم
درگذشته ..
بی سرود
با من رازی نبود ..
نه تبسمی ..
نه حسرتی
به مهر ..
به عشق ..
به گریه ...
به تبسمی تلخ
...
مرا ناگاه در خواب دیدی
و با تو
بیدار شدم ...
احمد شاملو