بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از باد
ای فاتح بی لشگر من خانه ات آباد
حافظ به تمسخر به دلم گفت فلانی
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد ؟
دور از تو فقط طعنه خور مردم شهرم
مجنونم و یک شاعر دیوانه ی دل شاد
دستم به جدایی برسد رحم ندارم
بد شد " گذر پوست به دباغ نیفتاد "
با اینکه دلم گفته مدارا کنم اما
ای داد از این دوری و از عشق تو بی داد
.......................................................
ماه شده ای
درشبان تنهایی من
قرار میگذاری
با پنجره
نور میپاشی
به خلوت اتاق
و
صبورترم میکنی
با لبخندت ...
............................................
بعضی از تنهایی ها درمان ندارد
پوک میکند ..
تکه هایی از وجودمان را حذف میکند
بعضی ازتنهایی ها فقط یک درمان دارد که
باشد ... بیاید ... بماند ...
...............................................