در هیچ کیف پولی ..
در بستر سرد هیچ قاب عکس کنارِ تختی ..
لا به لای سطرهای کتابی ..
وسط یواشکی های زندگی هیچ مردی نیست ..
عاشقانه غمگینی است
که هر شب وقت شعر شدن
اشک میشود ...
....................................................
بعضی از درد ها کلمه نمی شوند؛
شعر نمی شوند.
با گذر زمان التیام نمی یابند
.به معنای واقعی درد هستند
و می چسبند به روحت،
به خرخره دلت.
یکی از این درد ها؛
مرگ عشق است! .....
.............................................
گاهی هم پیش می آید که دلت را سنگ می کنی
و از آنهایی که دوستشان داری می گذری
اما چشمان لعنتی ات نمی فهمند و هی می بارند هی میبارند ...
...................................................