یادت باشد
به خوابهایم یک شب بخیر
بدهکاری
به لبهایم یک بوسه
به شانه هایم یک آغوش
سرجمع حسابمان میشود : بودنت
پریسا زابلی پور
.................................................
مثل مادری که قهرم میکند با من
با تو قهرم
می بینمت
اخم میکنم
رد که شدی
برای سلامتیت صدقه میدهم
می بینمت
و با تمام مهارتم در بازیگری
بی تفاوت میشوم ...
اما از پشت سر در دلم
قربان صدقه ات میروم
و به خدا میسپارمت ...
مثل مادرم که قهر میکند ...
...............................................
همیشه که نباید به اتفاقات افتاده فکر کرد
گاهی هم به اتفاقات نیفتاده بیندیش
به پاهایت که هنوز با تواند
به چشمانت که هنوز می بینند
به خانه ات که هنوز سیل نبرده
به مادرت که هنوز نفس میکشد
که فرزندانت که سالم در کنارتند
به همسرت که یار و یاور توست
گفتم پس عشق چی ؟
گفت : راستشو بخوای عشق تنها چیزیه که نمیدونم اتقاق افتادنش بهتره
یا اتفاق نیفتادنش ..
بابک زمانی
............................................