یه قسمتی از گذشته هست که هیچوقت به گذشته مونده رضایت نمیده !!!
هی تکرار میشه و تکرار میشه و تکرار میشه !!!
مثلا توی ماشین وقتی به بیرون نگاه میکنی !!
وقتی داری توی خیابون قدم میزنی !
وقتی داری یه آهنگو گوش میدی
وقتی داری آشپزی میکنی
وقتی داری چای و قهوه تو میخوری
و ...............
حال ، معمولا به خودی خود سنگین نیست!
اگر احساس سنگینی میکنیم!
احتمالا تکه ای از گذشته دوباره درحال تکراره ...
ده سال ؟ پنجاه سال ؟؟ صد سال ؟؟
چند سال باید بگذره تا اثر کارایی که آدما با روح و روان و قلب ما میکنن از بین بره ؟؟!!
چند سال دیگه باید بگذره تا خاطراتشون مثل پوست میوه تجزیه بشه ؟؟؟ نابود بشه ؟؟؟
یک قرن ؟؟؟
انگار ما تا گور باید خاطره ها رو همراه خودمون ببریم .. همین !!!