ما روزی هزار بار میمیریم
در آتش اگر نسوزیم
دریا غرقمان میکند
از آلودگی اگر خفه نشویم
امواج از پا درمان میاورد ...
از گرانی اگر کمرمان نشکند
امیدهای واهی نابودمان میکند..
ما مردمانی هستیم
که هنوز لباس سیاه از تن در نیاورده
بلای جدید بر سرمان میاید
معجزه ماییم
که هنوز
زنده ایم ...
علی قاضی نظام
........................................
پ . ن : من همین یک نفس ازجرعه جانم باقیست .. آخرین جرعه این جام تهی را تو ...
آه ای با جان من آمیخته
ای مرا از گور من انگیخته
چون ستاره با دو بال زرنشان
آمده از دور دست آسمان
جوی خشک سینه ام را آب ، تو
بستر رگهام را سیلاب تو
درجهانی این چنین سرد وسیاه
با قدمهایت ، قدمهایت براه
فروغ فرخ زاد
.................................................
از گلوله نمیپرسند
از کجا آمده
معذرت هم نمیخواهد
که چرا آمده...
ازمن نپرس چرا
دوستت دارم
نه من میدانم
نه تو ...
خواهی دانست ..
نزار قبانی
...............................................
پ .ن : دیروز دکتر بودم .. یک کیسه بزرگ دارو برایم نوشت ... با لبخندی تلخ داروها را گرفتم
گاهی نیاز است دکتر به جای یک مشت قرص .. فقط فریاد تجویز کند ..
در آرزوی خفته پهلو به پهلوی تو
بر روی آن گلیم رنگی کهنه
سوختم
آنقدر در کنار درت ماندم
تا کج شد آفتابم از لب بامت ...
رضا براهنی
....................................................
چونان صاعقه ای بر من فرود آمدی
و دو نیمم کردی...
نیمی که دوستت دارد
و نیمی که رنج میبرد
به خاطر نیمه ای
که دوستت دارد ....
غاده السمان
دلم میلرزد
وقتی میایی ...
بیصدا ..
میخوانی
و میروی ....
.................................................
وقتی که شانه هایم
در زیر بار حادثه میخواست بشکند
یک لحظه
از خیال پریشال من گذشت
" بر شانه های تو "
بر شانه های تو
میشد اگر سری بگذارم
وین بغض درد را
از تنگنای سینه برآرم
به های های...
آن جان پناه مهر
شاید که اندکی
میتوانست
از بار این مصیبت سنگین
آسوده ام کند ..
فریدون مشیری
..............................................
پ . ن : سکوووووووت
بیا باور کنیم
عشق های گران
در رمان های ارزان
کنار خیابان ها فروخته شدند
و
تمام شد...
| رویا شاه حسین زاده |